کشتار هر مطالبه، هر اعتراض و هر مقاومت کارگران، رسم سرشتی سرمایه است. نظام بردگی
مزدی فقط هنگامی از حمام خون توده های کارگر باز می ایستد که یا نتواند و یا سلاح های کارسازدیگری برای مهار مبارزات و خیزش های توده های کارگر در اختیار داشته باشد.
در طول و عرض جهنم سرمایه داری ایران ایجاد رعب و وحشت و دست یازی به قتل عام تنها سلاح مؤثر سرمایه در پهنه جدال با جنبش کارگری است. سرمایه همیشه از این سلاح سود جسته است. تاریخ نظام بردگی مزدی در اینجا تاریخ به کارگیری هر روز و هر لحظه این سلاح در همه جا و در همه عرصه های حیات اجتماعی طبقه کارگر است. تفنگ، چوبه دار، میدان تیرباران، سنگسار، قصاص، سیاهچال، شکنجه، شلاق فقر، مهمیز هول زای گرسنگی، تازیانه های کشنده تن فروشی ناشی از فقر، راه انداختن جنگ های بشرستیز، حمام خون هر تظاهرات خیابانی، ایجاد گورستان های بی نشان بیابانی، کارتون خوابی، گسیل حیوان وار کودکان خردسال بر روی میدان های مین، تازیانه توحش حجاب، این هاست سلاح قدرت سرمایه در دوزخ گند و خون سرمایه داری اسلامی ایران و این هاست که حیات بردگی مزدی اسلامی به شلیک بی امان آن ها، به قلب ده ها میلیون کارگر و افراد خانواده های آنان گره خورده است. سرمایه در اینجا، بدون این ها راهی گور است و کشتی قدرت و حاکمیت و بقایش در یک چشم به هم زدن در لا به لای امواج پرخروش طوفان خشم و اعتراض و انقلاب توده های کارگر مدفون است.
سرمایه داری ایران تاریخاً قتل عام بی امان هر نفس اعتراضی توده های کارگر را ممد حیات خود قرار داده است و کشتار چهارم بهمن کارگران خاتون آباد نیز لحظه ای از همین قتل عام ها بود. توده های کارگر در اینجا خواستار بهبود شرائط کار خود، خواستار تغییر شرائطی بودند که از درون آن هر ماه چندتا چندتا کشتار می شدند و فوج فوج کودکان آن ها کارتون خواب و گرسنه و کالای تجاری سوداگران مرگ می شدند. کارگران تضمین ادامه کار، بهبود ابتدائی زندگی، حداقل امکانات ایمنی و تأمین امنیت جانی خود در حین استثمار شدن توسط سرمایه را می خواستند. آنان برای همین مطالبات نازل که گذاشتن نام مطالبات بر آن ها متضمن دنیائی حقارت و توهین برای طبقه کارگر و دنیاها ننگ و سبعیت و بشرستیزی و کارگرکشی برای نظام بردگی مزدی است، دست به اعتراض زدند. فریاد خشم و اعتراض کارگران اما با سبعانه ترین تهاجمات دولت هار اسلامی سرمایه داری مواجه شد. جمهوری هار اسلامی سرمایه دست به لشکرکشی زد، هواپیماها، تانک ها و توپ های دولت اصلاحات، چند صد کارگر معترض خواستار ابتدائی ترین حقوق انسانی را از زمین و آسمان و هر چهار سو آماج بربرمنشانه ترین تهاجمات قهرآمیز قرار داد. اخبار محاصره کارگران معدن خاتون آباد توسط نیروهای دژخیم و درنده دولت اسلامی به سرعت در شهر بابک و نواحی اطراف پیچید. خانواده های کارگران و سایر نفرین شدگان دوزخ کثیف شرارت و گند و خون اسلامی سرمایه آهنگ پشتیبانی همزنجیران خویش کردند. قوای سرکوب و حمام خون دولت سرمایه داری کارگران را گلوله باران کرد و در همان لحظه نخست 4 کارگر را کشت، عده زیادی را مجروح کرد و به معلولان مادام العمر مبدل ساخت و بالاخره خیل کثیری از کارگران معترض را روانه سیاه چال ها و شکنجه خانه ها نمود.
کشتار خاتون آباد در روزهای حاکمیت دولت اصلاحات روی داد. روزهائی که خاتمی ها، کروبی ها، موسوی ها، «جبهه مشارکت اسلامی» ها، «مجاهدین انقلاب اسلامی» ها، و کل خدم و حشم و عمله و اکره « جنبش اصلاحات» ارتجاع بورژوازی زمین و زمان را از عربده های مستانه حقوق مدنی و دموکراسی مالامال ساخته بودند. روزهائی که همین دار و دسته عوامفریب شیاد و رمال سرمایه مکان اول و نقش مسلط را در ماشین دولتی روز سرمایه داری در اختیار داشتند. حمام خون خاتون آباد در سینه سای حوادثی روی می داد که کارگران در ادامه مبارزات روزمره همیشگی و بدون انقطاع خود، گشایش میدان برای مقاومت های مصمم تر و جنگ و ستیزهای حادتر را علیه شدت استثمار سرمایه و علیه دنیای بی حقوقی ها و جنایات هار سرمایه داری تدارک می دیدند. این کشتار در روزهائی به وقوع پیوست که به ویژه فریاد توده های کارگر برای اتحاد، مبارزه متشکل و سازمانیابی ضد سرمایه داری خون تازه ای در کالبد پیکار طبقه کارگر جاری می کرد. امسال 6 سال از تاریخ وقوع جنایت بورژوازی در خاتون آباد می گذرد. القاء این شائبه که گویا کشتار خاتون آباد، جهان چیت و نفت خوزستان حوادثی ویژه در تاریخ حیات سرمایه داری ایران است تلاش کوری است که نه فقط از ناحیه دشمنان آگاه طبقه کارگر بلکه از جانب دوستان ابله توده های کارگر نیز بسیار صورت گرفته است و می گیرد. در نظام بردگی مزدی و به طور اخص در چهاردیوار شکنجه خانه دهشت و وحشت سرمایه داری اسلامی ایران همه روزها چهارم بهمن خاتون آباد است. از این مهم تر فاجعه واقعی دامنگیر طبقه کارگر در اینجا نه کشتارهای مسلحانه بورژوازی بلکه کشتارهای لحظه به لحظه ای است که در ابعاد بسیار هولناک تر و عظیم تر علیه 50 میلیون نفوس توده های این طبقه روی می دهد و صدای شلیک آن ها شاید گوش خیلی ها را نیازارد. کشتار گرسنگی، کشتار فقر، کارتون خوابی، اجبار به تن فروشی، بیکاری، تعویق 6 ماه تا 6 ماه پرداخت دستمزدهای ناچیز، کشتار تهدید مدام به از دست دادن کار و فقدان هر نوع تضمین اشتغال، کشتار هر نفس کشیدن اعتراضی و همه اشکال دیگر قتل عام که برای هیچ ثانیه ای هیچ بخش از طبقه کارگر را از تهاجمات موج وار فزاینده و در حال تشدید خود آرام نمی گذارند. کشتار کارگران توسط سرمایه در اینجا حدیث زندگی روزمره است و روز چهارم بهمن و چهارم بهمن ها باید چراغی باشد که همه صحنه های فجیع این حمام خون ها در زیر نور آن به فریاد آیند و فریاد توده های طبقه ما برای تدارک پیکار نیرومندتر و متحدتر و سازمان یافته تر علیه سرمایه داری گردد. کشتار 4 بهمن سال 1382 کشتاری بود که سرمایه راه انداخت تا موج خیزش کارگران برای سازمانیابی ضد سرمایه داری جنبش خویش را در همان نقطه شروع درهم کوبد. یاد آن روز باید زنگ تلاش راسخ تر و جنگ متحدتر ما برای تدارک هر چه گسترده تر این سازمانیابی در گوش تمامی توده های طبقه ما باشد.





Tweet me!
