مجیدارژنگ
زنجیریان
پای کوبید
برسنِ سرمایه
وترانه های خوش فتحِ ِ- جهان سرمایه – را
زمزمه کنید.
کارگران زنجیریِ شمایند
ای سلاطین سرمایه
می توانید تمامی هستی شان را
دست خوش حرص وآز خودکنید
می توانید شریانهای نان را
برگلوگاه شان، ببندید
می توانید دستمزد ناچیز شان را
طعمه انباشتِ خود کنید
می توانید زنان کارگررا
ازکاربیکار
وآنها را تبدیل به روسپیان خیابانی شان کنید
وآنگاه بجرم فحشا سنگسارشان کنید
می توانید مردان کارگر را
از کار بیکار
وآنگاه بجرم قاچاقچی وهرنام دیگری
به دارشان آویزید
می توانید مدرسه ها را کوه پز خانه کنید
و کودکان را
درکوره پزخانه ها بکارشان گیرید
می توانید خشم فروخفته شان را
محصوردر شیره کش خانه ها کنید
و به" شورآبادها "رهسپارشان کنید
می توانید درهراعتصابی سرکوبشان کنید
می توانید دربندری کوچک به رگبارشان ببندید
می توانید شب وروزشان را
خاتون آباد کنید
میتوانید تمامی رهبران شان را
درکوچه پس کوچه های شهر
شکارشان کنید
ویا درنهانخانه های پنهان "اوین"
ازهستی ساقط شان کنید
کارگران درغل وزنجیر شمایند
ای سلاطین زروزورسرمایه
بنگرید! ایستاده اند
صبورانه ایستاده اند
اما؛
همواره ایستاده اند
در"اوین"،
در"شورآباد"ها،"روسپی خانه" هاوکوره پزخانه ها
درمیانِ چرخ دنده ها
درکارخانه ها ومعادن
درمیان دکل های برافراشتۀ نفت
ایستاده اند!
بنگرید؛
آن هنگام که زنجیریان
پاره کنند زنجیر هایشان را
زمستان 1388





Tweet me!
